loading...

?????? ???? ???? ??? ????

بازدید : 42
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 10:34


حِلْم، فضیلتی اخلاقی که هم به آدم و هم به معبود منسوب شده میباشد. این صفت در آدم، به معنای بردباری در اخلاق و رفتار با دیگر افراد و نیز در مواجهه با ناگواری‌های معاش میباشد و حلیم بودن معبود، تأخیر وی در عقوبت گناهکاران میباشد که از روی تفضل و با وجود توان بر کیفر آن ها شکل مسجد قبا مشهد می‌پذیرد.

بنابر روایات شیعه، حلم موجب میانه روی آدم در کارها و متانت‌یافتن جاری وی میشود. از بینش عارفان و صوفیان، حلم یکی هفت صفت اساسی روح میباشد؛ صفاتی که سرچشمه صفات دیگر میباشد. حلم منشأ متانت، حجب و حیا و تحمل آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

در لغت و اصطلاح
امام علی(ع): إنْ لَمْ تَکُنْ حَلیما فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلاّ أَوشَکَ أَنْ یکونَ مِنْهُمْ. (ترجمه: در حالتی‌که صبور نابودی خویش را به بردباری وادار؛ نادر‌اند عده ای که خویش را همچون مردمی نمایند و مثلا آن‌ها رزرو مسجد قبا مشهد نشوند.)

نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، ص ۳۹۶.

کلمه حلم، از ریشه «ح ل م» مساوی بردباری در لهجه فارسی میباشد.[۱] لغت شناسان، حلم را خلال بردباری، به اندیشه و تأمل، تأخیر در کیفر خطاکار، خویشتن‌داری از هیجان غضب و همینطور به عقل مفهوم کرده‌اند.[۲] مضمون‌ مخالف آن مدل‌خصوصی، مدل‌مغزی (طَیش) و سَفَه (بی‌خردی) میباشد.[۳]آورده شده عقل از معانی واقعی حلم وجود ندارد، البته زیرا یک کدام از لوازم بروز حلم میباشد، مجازاً حلم را عقل مضمون‌ شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۴]

مفاهیم دیگری زیرا طاقت، وَقار، عَفو، و کَظْمِ غَیظ (فروخوردن خشم)، معنایی در حدود حلم دارا‌هستند، البته بعضا میان حلم و برخی مفاهیم حافظه گردیده، تفاوت‌هایی بیان کرده‌اند.[۵]

در قرآن
در قرآن کریم و مهربان، واژه و کلمه حلم به‌شغل نرفته میباشد البته مشتقات آن پانزده توشه آمده میباشد.[۶] در قرآن، هم خداوند و هم آدم‌ها با صفت حلیم مدح گردیده‌اند. در یازده آیه، این صفت به پروردگار منسوب شده و در سایر آیه‌ها به پیامبران الهی، یعنی حضرت ابراهیم،[۷] حضرت اسماعیل[۸] و حضرت شُعَیب منسوب شده میباشد.[۹] [یادداشت ۱]

مفسران حلیم بودن معبود را به تأخیر وی در عقوبت گناهکاران تعبیر و تفسیر کرده‌اند، که از روی تفضل و با وجود توان بر کیفر وی، شکل می‌پذیرد.[۱۰] امام سجاد(ع) در‌این فراز از دعای ابوحمزه «وَ تُؤَخِّرُ الْعُقُاینترنتَةَ بِحِلْمِکَ» حلم الهی را دلیل تأخیر پرتاب کردن کیفر وی دانسته میباشد. [۱۱]

صفت حلیم درباره حضرت ابراهیم ناظر بر صبر و بردباری وی در قبال نسبت‌های ناروا و آزار رسانی کافران میباشد.[۱۲] به گفته مفسران، بشارت به حضرت ابراهیم، که صاحب و مالک فرزندی حلیم می گردد،[۱۳] به این‌معناست که‌این فرزند به سنی میرسد که صفتِ حلم و ادب در وی بروز و ظهور مییابد[۱۴] و همین صفت، منجر حوصله وی در مقابل آزمون طاقت فرسا الهی، یعنی دستور ذبح،[۱۵] می شود.[۱۶]

آیه ۸۷ سوره هود حاکی از آن میباشد که کافران، این صفت را درباره حضرت شعیب به عمل می‌برده‌اند. بعضی از لغویان و مفسران گفته‌اند این کلام بر وجه کنایه و برای استهزای شعیب به‌شغل می‌رفته میباشد و او‌را سفیه و جاهل خوانده‌اند.[۱۷] بعضی دیگر، ضمن این عهدوپیمان، گفته‌اند احتمال داراست این حرف به معنای حقیقی به فعالیت رفته باشد؛ به این‌مضمون‌ که کافران دعوت شعیب به توحید و رعایتِ عدل در خرید و فروش و صحیح پیمانه کردن را مخالف حلیم و رشید بودن وی دانسته‌اند.[۱۸]

مضمون‌ بعضی آیه‌ها قرآن نیز ناظر بر انتساب حلم به پروردگار و آدم‌ها میباشد. برای مثالً واژه و کلمه «هَوْناً» را در آیه ۶۳ سوره فرقان، به حلم و متانت بندگان خداوند (عِبادُ الرَّحمن) در عکس العمل با جاهلان تعبیر و تفسیر کرده‌اند.[۱۹] کظمِ غیظ نیز که نسبتاًً مترادف و هم معنی حلم میباشد در آیه ها قرآن کریم و مهربان از صفات مُتَّقین و مُحْسِنین دانسته گردیده است.[۲۰] همینطور عبارت «وَ لکِنْ یؤَخِّرُهُمْ اِلی اَجَلٍ مُسَمًّی» در آیه ۶۱ سوره نحل بر حلم معبود در تأخیر عقوبتِ ظالمان دلالت داراست.[۲۱](ولكن بحلمه يؤخر هؤلاء الظلمة فلا يعاجلهم بالعقوبة)


حِلْم، فضیلتی اخلاقی که هم به آدم و هم به معبود منسوب شده میباشد. این صفت در آدم، به معنای بردباری در اخلاق و رفتار با دیگر افراد و نیز در مواجهه با ناگواری‌های معاش میباشد و حلیم بودن معبود، تأخیر وی در عقوبت گناهکاران میباشد که از روی تفضل و با وجود توان بر کیفر آن ها شکل مسجد قبا مشهد می‌پذیرد.

بنابر روایات شیعه، حلم موجب میانه روی آدم در کارها و متانت‌یافتن جاری وی میشود. از بینش عارفان و صوفیان، حلم یکی هفت صفت اساسی روح میباشد؛ صفاتی که سرچشمه صفات دیگر میباشد. حلم منشأ متانت، حجب و حیا و تحمل آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

در لغت و اصطلاح
امام علی(ع): إنْ لَمْ تَکُنْ حَلیما فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلاّ أَوشَکَ أَنْ یکونَ مِنْهُمْ. (ترجمه: در حالتی‌که صبور نابودی خویش را به بردباری وادار؛ نادر‌اند عده ای که خویش را همچون مردمی نمایند و مثلا آن‌ها رزرو مسجد قبا مشهد نشوند.)

نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، ص ۳۹۶.

کلمه حلم، از ریشه «ح ل م» مساوی بردباری در لهجه فارسی میباشد.[۱] لغت شناسان، حلم را خلال بردباری، به اندیشه و تأمل، تأخیر در کیفر خطاکار، خویشتن‌داری از هیجان غضب و همینطور به عقل مفهوم کرده‌اند.[۲] مضمون‌ مخالف آن مدل‌خصوصی، مدل‌مغزی (طَیش) و سَفَه (بی‌خردی) میباشد.[۳]آورده شده عقل از معانی واقعی حلم وجود ندارد، البته زیرا یک کدام از لوازم بروز حلم میباشد، مجازاً حلم را عقل مضمون‌ شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۴]

مفاهیم دیگری زیرا طاقت، وَقار، عَفو، و کَظْمِ غَیظ (فروخوردن خشم)، معنایی در حدود حلم دارا‌هستند، البته بعضا میان حلم و برخی مفاهیم حافظه گردیده، تفاوت‌هایی بیان کرده‌اند.[۵]

در قرآن
در قرآن کریم و مهربان، واژه و کلمه حلم به‌شغل نرفته میباشد البته مشتقات آن پانزده توشه آمده میباشد.[۶] در قرآن، هم خداوند و هم آدم‌ها با صفت حلیم مدح گردیده‌اند. در یازده آیه، این صفت به پروردگار منسوب شده و در سایر آیه‌ها به پیامبران الهی، یعنی حضرت ابراهیم،[۷] حضرت اسماعیل[۸] و حضرت شُعَیب منسوب شده میباشد.[۹] [یادداشت ۱]

مفسران حلیم بودن معبود را به تأخیر وی در عقوبت گناهکاران تعبیر و تفسیر کرده‌اند، که از روی تفضل و با وجود توان بر کیفر وی، شکل می‌پذیرد.[۱۰] امام سجاد(ع) در‌این فراز از دعای ابوحمزه «وَ تُؤَخِّرُ الْعُقُاینترنتَةَ بِحِلْمِکَ» حلم الهی را دلیل تأخیر پرتاب کردن کیفر وی دانسته میباشد. [۱۱]

صفت حلیم درباره حضرت ابراهیم ناظر بر صبر و بردباری وی در قبال نسبت‌های ناروا و آزار رسانی کافران میباشد.[۱۲] به گفته مفسران، بشارت به حضرت ابراهیم، که صاحب و مالک فرزندی حلیم می گردد،[۱۳] به این‌معناست که‌این فرزند به سنی میرسد که صفتِ حلم و ادب در وی بروز و ظهور مییابد[۱۴] و همین صفت، منجر حوصله وی در مقابل آزمون طاقت فرسا الهی، یعنی دستور ذبح،[۱۵] می شود.[۱۶]

آیه ۸۷ سوره هود حاکی از آن میباشد که کافران، این صفت را درباره حضرت شعیب به عمل می‌برده‌اند. بعضی از لغویان و مفسران گفته‌اند این کلام بر وجه کنایه و برای استهزای شعیب به‌شغل می‌رفته میباشد و او‌را سفیه و جاهل خوانده‌اند.[۱۷] بعضی دیگر، ضمن این عهدوپیمان، گفته‌اند احتمال داراست این حرف به معنای حقیقی به فعالیت رفته باشد؛ به این‌مضمون‌ که کافران دعوت شعیب به توحید و رعایتِ عدل در خرید و فروش و صحیح پیمانه کردن را مخالف حلیم و رشید بودن وی دانسته‌اند.[۱۸]

مضمون‌ بعضی آیه‌ها قرآن نیز ناظر بر انتساب حلم به پروردگار و آدم‌ها میباشد. برای مثالً واژه و کلمه «هَوْناً» را در آیه ۶۳ سوره فرقان، به حلم و متانت بندگان خداوند (عِبادُ الرَّحمن) در عکس العمل با جاهلان تعبیر و تفسیر کرده‌اند.[۱۹] کظمِ غیظ نیز که نسبتاًً مترادف و هم معنی حلم میباشد در آیه ها قرآن کریم و مهربان از صفات مُتَّقین و مُحْسِنین دانسته گردیده است.[۲۰] همینطور عبارت «وَ لکِنْ یؤَخِّرُهُمْ اِلی اَجَلٍ مُسَمًّی» در آیه ۶۱ سوره نحل بر حلم معبود در تأخیر عقوبتِ ظالمان دلالت داراست.[۲۱](ولكن بحلمه يؤخر هؤلاء الظلمة فلا يعاجلهم بالعقوبة)

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 550
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 316
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 391
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1451
  • بازدید ماه : 1654
  • بازدید سال : 4668
  • بازدید کلی : 33320
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی